دندان شکستن

لغت نامه دهخدا

دندان شکستن. [ دَ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) دندان افکندن. خرد کردن دندان. سَن. ( تاج المصادر بیهقی ):
گر به سنگ ستمم عشق تو دندان شکند
دل ز لبهای تو دندان طمع برنکند.کمال خنجندی.- دندان کسی راشکستن؛ خرد کردن دندان وی:
ترسم که برآرد آشکارا
آن دندان کز نهان شکستم.خاقانی.- || کنایه از شکست دادن و مغلوب و منکوب کردن او:
دیدم که زبان سگ گزنده ست
دندان جفاش از آن شکستم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

دندان افکندن. خرد کردن دندان.

جمله سازی با دندان شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لبت را رسم باشد گاه خنده گهر را کار در دندان شکستن

💡 نگیری خشم از دندان شکستن شفاعت مر ترا باشد مسلم

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز