دل غمین

لغت نامه دهخدا

دل غمین. [ دِ غ َ ] ( ص مرکب ) غمین دل. آنکه دلش گرفته باشد. با دل پر از غم:
بسان تن بی روان بد زمین
هوا چون دژم سوکیی دل غمین.اسدی.

فرهنگ فارسی

غمین دل. آنکه دلش گرفته باشد.

جمله سازی با دل غمین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به شادی دو جهانش نمی‌توان دادن غمی که از تو نصیب دل غمین من است

💡 ناز است لن ترا نیش ای دل غمین مشو جز او کسی ترا ارنی گو نمیکند

💡 پای ها از دستیاری ها عنفت در کمند جان نژند دل غمین تن مستمند

💡 چو خامه معنی نازک در آستین دارم چرا ز سرزنش تیغ دل غمین دارم

💡 مرا، ز جور تو دائم دل غمینی هست دمی ز لطف توام لیک جان شادی نیست

💡 آنکه ز جور دور فلک با دل غمین رو در بقیع کرد که ای مام بیقرین