لغت نامه دهخدا
دل انجام. [ دِ اَ ] ( ص مرکب ) کسی که مراد دل را به انجام می رساند. ( ناظم الاطباء ). || که دل به او انجامد. که دل به اومنتهی شود. مطلوب. مقصود. غایت طلب دل:
به من ده دل انجام دخترت را
به من تازه کن نام و افسرت را.فردوسی.
دل انجام. [ دِ اَ ] ( ص مرکب ) کسی که مراد دل را به انجام می رساند. ( ناظم الاطباء ). || که دل به او انجامد. که دل به اومنتهی شود. مطلوب. مقصود. غایت طلب دل:
به من ده دل انجام دخترت را
به من تازه کن نام و افسرت را.فردوسی.
کسی که مراد دل را به انجام می رساند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه دل را بود در تن هیچ آرام نه غم را بود نیز اندر دل انجام
💡 نی سوده تاریخ اتمام یافت قلم با صفیر دل انجام یافت