لغت نامه دهخدا
ده دل. [ دَه ْ دِ] ( ص مرکب ) منافق. ( آنندراج ) ( غیاث ). || شجاع. ( از غیاث ) ( آنندراج ). و رجوع به ده دله شود.
ده دل. [ دَه ْ دِ] ( ص مرکب ) منافق. ( آنندراج ) ( غیاث ). || شجاع. ( از غیاث ) ( آنندراج ). و رجوع به ده دله شود.
منافق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا یکدل همیشه دوستدارست نه چون تو ده دل زنهار خوارست
💡 به من ده دلآرام دخترت را به من تازه کن نام و افسرت را
💡 تهی از ده دلان پهلو کنی به به یاران دورو یک رو کنی به
💡 لاله و سوسن اندرین سخنند ده دل و صد زبان چو توش و هزار
💡 خاقانی عمر گم شد، آوازش ده دل هم به شکست میرود، سازش ده
💡 از بس که کنی ده دلی و ده رایی ده بند ببندی و یکی نگشایی