دقیقا
مترادفها
دقیقاً، درست، عیناً
متضادها
تقریبا، کموبیش
لغت نامه دهخدا
( دقیقاً ) دقیقاً. [ دَ قَن ْ ] ( ع ق ) بطور دقیق. با دقت. بدقت.
فرهنگ فارسی
بطور دقیق.
جمله سازی با دقیقا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در یادگیری ماشینی، برای دستهبندی چندگانه هدف ما این است که از بین برچسبهای موجود برای هر نمونه دقیقا یک برچسب را انتخاب کنیم و به آن نمونه نسبت دهیم. در حالی که در دستهبندی با چند برچسب ممکن است به هر نمونه بیش از یک برچسب نسبت داده شود و حالت کلی تری از ردهبندی چندگانه است.
💡 الگوریتم مرتبسازی هرمی مبنای ۳ نیز دقیقا شبیه الگوریتم مذکور است با این تفاوت که به جای یک هرم دودویی از یک هرم سهسهیی استفاده میکند. به این معنا که هر عنصر میتواند ۳ فرزند داشته باشد. پیادهسازی این الگوریتم مشکل است اما به تعداد ثابتی عمل مقایسه و جابجایی را کاهش میدهد. این روش حدود ۱۲% سریعتر از حالت معمولی مرتبسازی هرمی عمل میکند.
💡 مرقد بیبی گزیده، دختر سلطانعلی رودبند نیز دقیقا روبروی بقعه رودبند و بصورت یک اتاق کوچک قرار دارد.