دشمنی کردن

لغت نامه دهخدا

دشمنی کردن. [ دُ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عداوت وخصومت کردن. مکروه داشتن. نفرت نمودن. ( ناظم الاطباء ). اختصام. امتئار. تبغض. تشارس. تنازع. جهار. خصام.شنان. کشح. کفاح. مجاساة. مجاهرة. محال. معاداة. مضاداة. مکاشحة. مماحلة. ( از منتهی الارب ):
گر نه تو ای زودسیر تشنه خون منی
با من دیرینه دوست چندکنی دشمنی.خاقانی.ما با تو دوستی و وفا کم نمی کنیم
چندان که دشمنی و جفا بیشتر کنی.سعدی.چه حاجت که با وی کنی دشمنی
که او را چنین دشمنی در قفاست.سعدی.دشمنی کردند با من لیک از روی قیاس
دوستی باشد که دردم پیش درمان گفته اند.سعدی.با من هزار نوبت اگر دشمنی کنی
ای دوست همچنان دل من مهربان تست.سعدی.روز خفاش است کور، از کوربختی، زآنکه او
دشمنی در خفیه با خورشید خاور می کند. سلمان ( از آنندراج ).تضاد؛ با یکدیگر دشمنی کردن. ( دهار ).مَأر؛ دشمنی کردن با گروهی. ممأرة؛ دشمنی کردن بامردم. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

عداوت و خصومت کردن.

جمله سازی با دشمنی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این لحظه ایرانیان بسیاری در سرتاسر جهان در حال تماشای ما هستند و من می‌توانم تصور کنم که بسیار خوشحالند. آن‌ها خوشحالند نه فقط به خاطر یک جایزهٔ مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز؛ بلکه به این خاطر که در زمانی که سخن از جنگ، تهدید و خشونت میان سیاستمداران در تبادل است نام کشورشان ایران از دریچهٔ باشکوه فرهنگش به زبان می‌آید. فرهنگی غنی و کهن که زیر غبار سنگین سیاست پنهان مانده. من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم می‌کنم. مردمی که به همهٔ فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام می‌گذارند و از دشمنی کردن و کینه ورزیدن بیزارند.

💡 دشمنی کردن با مرد چنو بیخردیست خرد دشمن او در سخن مضمر اوست

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز