دسوت
لغت نامه دهخدا
دسوت. [ دُ ] ( ع، اِ ) ج ِ دَست. ( اقرب الموارد ). رجوع به دست شود.
دسوة. [ دَس ْ وَ ] ( ع مص ) کم شدن. ( از منتهی الارب ). ضد زَکْو که گوالیدن است. || پوشیده شدن. ( از منتهی الارب ). پنهان گشتن. ( ناظم الاطباء ). || نیکو و لایق نیامدن شخص. ( از ناظم الاطباء ). دَسْو. و رجوع به دسو شود.
جمله سازی با دسوت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما درد دسوت پیش حکیمان نمی بریم ساقی بیار می که مسیح و حکیم ماست