لغت نامه دهخدا
دستان زنان. [ دَ زَ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال دستان زدن و نغمه سرایی. چهچه زنان:
بلبل دستان زنان چاره همی جوید ز من
چاره زآن جوید که او را جست باید نیز چار.؟ ( از فرهنگ اسدی نخجوانی ).
دستان زنان. [ دَ زَ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال دستان زدن و نغمه سرایی. چهچه زنان:
بلبل دستان زنان چاره همی جوید ز من
چاره زآن جوید که او را جست باید نیز چار.؟ ( از فرهنگ اسدی نخجوانی ).
( صفت ) در حال دستان زدن نغمه سرا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر گل از بستان برفت و بلبل از دستان بماند غم نباشد هست یار و مطرب دستان زنان
💡 ز درّاج و طاووس و قمری چنان که گفتی بتانند دستان زنان