دست سای

لغت نامه دهخدا

دست سای. [ دَ ] ( نف مرکب ) دست ساینده. || نکته گیر:
قلم درکش به حرف دست سایم
که دست حرف گیران را نسایم.نظامی.

فرهنگ فارسی

دست ساینده. دست سودن با دست لمس کردن. دست زدن.

جمله سازی با دست سای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گذشته چون ملخ از پشت هر طرف زانو هر آنکه بوده بهم دست سای همچو ذباب

💡 شرک نه در مملکتش دست سای خود نتوان بود به شرکت خدای

💡 بر نکتهٔ عقل، دست سایی بر گنج هنر، گره‌گشایی

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز