بچنگ امدن

لغت نامه دهخدا

( بچنگ آمدن ) بچنگ آمدن. [ ب ِ چ َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) به دست آمدن. نصیب شدن:
ز گستردنیها و از بوی و رنگ
ببین تا ز گنجت چه آید بچنگ.فردوسی.و رجوع به چنگ شود.

جمله سازی با بچنگ امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لیک تا در دل بکاری تخم رنگ حاصلی جز رنگ کی آری بچنگ

💡 یک امروزمان هست فرصت بچنگ الا تا نخوردست بر شیشه سنگ

💡 ای در بچنگ آمده در عمر دراز آورده ترا ز قعر دریا بفراز

💡 بچنگ دیو اسیرم بدست غول زبون خدای را مددی ای دلیل راهنمون

💡 که از آتبین برنگردم به جنگ جز آنگه که او را بیارم بچنگ

💡 بر شاخ دولت بچنگ آرد آنکس که یک بیت مدح تو برخواند از بر

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز