لغت نامه دهخدا
در واقع. [ دَ ق ِ ] ( ق مرکب ) در حقیقت. فی الواقع. ( آنندراج ). بطور تحقیق. بطور حقیقت. بطور یقین. ( ناظم الاطباء ).
در واقع. [ دَ ق ِ ] ( ق مرکب ) در حقیقت. فی الواقع. ( آنندراج ). بطور تحقیق. بطور حقیقت. بطور یقین. ( ناظم الاطباء ).
در حقیقت فی الواقع.
بطور تحقیق بطور حقیقت بطور یقین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در واقع زمانی که کسی از چیزی، معنئی را فهم کند، آن چیز مضاف بدان کس ناطق به حساب آید ولو آن که صامت بود، در حالی که همان چیز مضاف بدیگری که آن معنی را از آن فهم نکند، صامت است، ولو آن که خود ناطق به حساب آید.
💡 نمکپاش است لعلش در تبسم بر جراحتها چه شورشها در این کنج نمکدان است در واقع
💡 لب آن شوخ طالب علم خندان است در واقع چو باز این غنچه شد حالم گلستان است در واقع
💡 پس از روشن شدن هدايت و راه راست نيز اين معنى را تاكيد مى كند و در واقع چنين افرادىسرنوشتى بهتر از اين نميتوانند داشته باشند، سرنوشتى كه هم عاقبت شوم در اين جهانو هم عاقبت دردناك در آن جهان دارد.
💡 انقلاب فرهنگی در واقع برای تصفیهٔ دیگر مسئولین حزب کمونیست طراحی شده بود تا حزب مرعوب شده و رهبری مائو تضمین شود. در واقع مائو آن رویداد را به عنوان یک «تصفیهٔ بزرگ» بهشمار آورد. اهداف اصلی او، آن رهبران حزبی بودند که فکر میکردند تلاشهای مائو در اشتراکی کردن و صنعتی کردن در جهش بزرگ به جلو یک فاجعه بودهاست.