در طلب

لغت نامه دهخدا

درطلب. [ دُطَ ل َ ] ( نف مرکب ) طالب در. جویای دُر:
چون درطلب از برای فرزند
می بود چو کان لعل در بند.نظامی.از درطلبان آن خزانه
دلاله هزار در میانه.نظامی.

فرهنگ فارسی

طالب در جویای در

جمله سازی با در طلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و امّا تفريط در آن مثل سستى در طلب مايحتاج بدن و حفظنسل و خاموش كردن شهوت جنسى.

💡 هر جا که منم در طلب روی تو هستم گویی که منم تشنه و روی تو فرات است

💡 ره از در طلب قدمی تا به مطلب است ما خود به هرزه راه درازی بریده‌ایم

💡 گر در طلبی ز چشمه در بر ناید جویندهٔ در به قعر دریا باید

💡 اگر هر دو طرف در طلب بهبودی باشند، درمان موفقیت‌آمیز است، باید به فرد مذکر اجازه داد که اطمینان رسیدن به تحریک جنسی طولانی را داشته باشد و به طرف مؤنث هم باید یاد داد که خیلی زود و به آسانی تحت تأثیر قرار گیرد.

💡 و نيز فرمود: لقمان به فرزندش گفت: پسرم زياد نزديكش مشو، كه از آن دور خواهىماند، و زياد هم دور مشو كه خوار خواهى گشت، (يعنى در طلب دنيا ميانه رو باش ).

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز