در اندوده

لغت نامه دهخدا

دراندوده. [دَ اَ دو دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) اندوده:
شبستان گورش دراندوده دید
که وقتی سریرش زراندوده دید.سعدی.رجوع به اندوده شود.

فرهنگ فارسی

اندوده

جمله سازی با در اندوده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شبستان گورش در اندوده دید که وقتی سرایش زر اندوده دید

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز