خیرگی کردن

لغت نامه دهخدا

خیرگی کردن. [ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پررویی کردن. بی حیایی کردن. بی شرمی کردن. || جسارت ورزیدن. دلیری کردن.لجاجت کردن. عناد کردن. ستهیدن. ستیزگی کردن. || خودسری کردن. خیره سری کردن. خودرائی کردن.

فرهنگ فارسی

پر رویی کردن بیحیایی کردن

جمله سازی با خیرگی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برآشفت و گفتا ببینید کیست چنین خیرگی کردن از بهر چیست

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز