خوی چکان

لغت نامه دهخدا

خوی چکان. [ خوَی ْ / خَی ْ / خِی ْ / خُی ْ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) عرق ریزان:
ای پیکر منور محرور خوی چکان
ثعبان آتشین دم و روئینه استخوان.خواجوی کرمانی.

فرهنگ فارسی

عرق ریزان

جمله سازی با خوی چکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمین شود همه مشک و گلاب چون تو روی به راه مشک فشان زلف و خوی چکان عارض

💡 گر نبارد خوی چکان رخسار او باران لطف روضه امید خود را کی توانم تازه کرد

💡 مرکب گرم عنان می رانی خوی چکان قطره زنان می رانی

💡 ای پیکر منور محرور خوی چکان ثعبان آتشین دم روئینه استخوان

💡 گر خوی چکان آن لب شکر بر شوره خاک آرد گذر آن خاک را در یک نظر سرچشمه حیوان کند

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز