خوش پوز

لغت نامه دهخدا

خوش پوز. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) جانوری که پوزه زیبا دارد. خوش پوزه. با پوزه خوب. با پوزه نیکو. نیکوپوزه:
از پی صید آهوی خوشپوز
چشمها پر ز سرمه کرده چو یوز.سنائی.

فرهنگ فارسی

جانوری که پوزه زیبا دارد خوش پوزه

جمله سازی با خوش پوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از پی صید آهوی خوش پوز چشمها سرمه کرده‌ای چون یوز

💡 در اشعار کلاسیک فارسی، شاعر اغلب از زیبایی‌های جسمانی معشوق با استفاده از تعابیری نظیر خوش پوز و چشم‌های نافذ یاد می‌کند.

💡 توصیف موجودات افسانه‌ای در داستان‌های قدیمی، معمولاً با ویژگی‌هایی مانند خوش پوز و قد بلند، برای ایجاد هیبت و جذابیت همراه بوده است.

💡 زیبایی‌های طبیعت و حتی ویژگی‌های ظاهری حیوانات در ادبیات کهن، با استفاده از واژگانی چون خوش پوز، به زیبایی تصویرسازی شده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران