لغت نامه دهخدا
خوش پوز. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) جانوری که پوزه زیبا دارد. خوش پوزه. با پوزه خوب. با پوزه نیکو. نیکوپوزه:
از پی صید آهوی خوشپوز
چشمها پر ز سرمه کرده چو یوز.سنائی.
خوش پوز. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) جانوری که پوزه زیبا دارد. خوش پوزه. با پوزه خوب. با پوزه نیکو. نیکوپوزه:
از پی صید آهوی خوشپوز
چشمها پر ز سرمه کرده چو یوز.سنائی.
جانوری که پوزه زیبا دارد خوش پوزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از پی صید آهوی خوش پوز چشمها سرمه کردهای چون یوز