خوبه

لغت نامه دهخدا

( خوبة ) خوبة. [ خ َ ب َ ] ( ع اِمص ) گرسنگی. ( منتهی الارب ). یقال: اصابتنا خوبة || ( ص، اِ ) زمین باران نارسیده میان دو پاره زمین باران رسیده. || زمین بی علف و گیاه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).

فرهنگ فارسی

گرسنگی یا زمین باران نارسیده میان دو پاره زمین باران رسیده.

جمله سازی با خوبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و گاه بود که در عین ولع از آن توبه توبه کند مر آن توبه را خوبه پندارد و معصیت انگارد و گوید تَوبَةٌ اَقبَحُ مِن خَوبَةٍ:

💡 از آثار تهیه‌کنندگی وی می‌توان به مجموعه فیلم‌های چیزی خوبه که پایانش خوبه، ایپ من، ایپ من ۲ و استاد زد: میراث ایپ من اشاره نمود.

💡 «الان یعنی چه که بعد این همه سال تازه می‌خواهند آلبوم دهاتی سال ۱۳۷۸ را باز نشر کنند؟ یعنی دیگه ما هیچ مشکلی نداریم؟ اگه آلبومش خوبه چرا اون موقع منتشر نشده‌است؟ سایت تدبیر و امید دیگر نخواهد گفت شادمهر پناهنده شد بلکه میگه به آمریکا مهاجرت کرد؛ به همین دلیل است که می‌گویم علی جنتی واقعاً سر حرفش مانده‌است!»

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به به من اعتماد کن، سندمن، تد لاسو، اندکی فراست، دکتر هو، انسان بودن، مرگ در بهشت، خشم کوبایی، الان خوبه، بلوار لندن، بی‌غم اشاره کرد.

💡 خوبه هجران کرده را ظرف شراب وصل نیست خشک لب می بایدم چون کشتی از دریا گذشت

💡 تو ای شاخ گل ایمن باش اگر در دامنم باشی که دستِ خوبه حسرت کرده، گل چیدن نمی‌داند

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز