خوارمند

لغت نامه دهخدا

خوارمند. [خوا / خا م َ ] ( ص مرکب ) متواضع. فروتن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || ذلیل. خوار. ( یادداشت بخط مؤلف ): اذم به؛ خوارمند نمود او را. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با خوارمند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کودکان خانه دمش می‌کشند باشد اندر دست طفلان خوارمند

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز