خمب

لغت نامه دهخدا

خمب. [ خ ُ ] ( اِ ) خُنْب. خم. خم بزرگ. ( ناظم الاطباء ). خم بزرگ که به عربی آن رادن گویند. ( از برهان قاطع ). خم بزرگ و آن ظرفی باشدکه در آن آب یا شراب کنند. ( لغت نامه محلی شوشتر نسخه خطی ). || نفیر. بوق. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

= خُم

فرهنگ فارسی

( اسم ) خوی طبیعت.

جمله سازی با خمب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امروزه جادهٔ زِغَر - قلعهٔ خمب بخشی از جادهٔ بین‌المللی دوشنبه - قلمه در مرز چین است و شرکت ایرانی سابیر نیز در راه‌سازی قطعهٔ سوم این راه فعالیت دارد.

💡 قلعهٔ خمب در گذشته پایتخت پادشاهی مستقل درواز بود.

💡 درازای این رود ۹۲۱ کیلومتر، پهنای حوضهٔ آبخیز آن ۱۱۴ هزار کیلومتر مربع، میانگین آبده آن ۱٬۰۰۰ متر مکعب بر ثانیه است. آب این رود برای آبیاری مصرف می‌شود. از درهٔ رود پنج، بزرگراه دوشنبه به خاروغ و کولاب به قلعهٔ خمب می‌گذرند.

💡 پس از نبردهای شدید لشکر شاه درواز از قلعهٔ خمب به روستای کیوران عقب نشست.

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز