خرمن گل

لغت نامه دهخدا

خرمن گل. [ خ ِ / خ َ م َ ن ِ گ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) معشوق. || سرین معشوق. ( آنندراج ):
آغوش مرا محرم آن خرمن گل کن
موی کمرت طاقت این بار ندارد.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

معشوق یا سرین معشوق

جمله سازی با خرمن گل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دو نیم زد خرمن گل به تیغ از آن خوبچهرش نیامد دریغ

💡 کجا گیرد قرار آشفته بلبل؟ که دارد درگریبان خرمن گل

💡 گلفشان رخ تو خرمن گل می بخشد ما چه موقوف بهار و گل گلگون باشیم

💡 اگر چو خرمن گل در کنار من نایی به یک دو بوسه مرا خوشه چین خرمن کن

💡 کدام خرمن گل را کشیده در آغوش کز آب آینه بوی گلاب می‌آید

💡 عشوه خرمن گل را به جوی نستانند غنچه خسبان ریاضت گل دامان خودند

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز