گل کن

لغت نامه دهخدا

گل کن. [ گ ُ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کاریزنو بخش تربت جام شهرستان مشهد واقع در 42هزارگزی شمال باختری تربت جام و 7هزارگزی جنوب راه شوسه عمومی مشهد به تربت جام. هوای آن معتدل و دارای 58 تن سکنه است. محصول آن غلات، پنبه و بنشن و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان کاریز نو بخش تربت جام شهرستان مشهد

دانشنامه عمومی

گل کن (بافت). گل کن، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بافت در استان کرمان، کشور ایران است.
این روستا در دهستان بزنجان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، سکنه آن کمتر از ۳ خانوار بوده است.

جمله سازی با گل کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آغوش مرا محرم آن خرمن گل کن موی کمرت طاقت این بار ندارد

💡 کشته ام خار ملامت همه پیرامن خویش خار گل کن به من از برق رخ روشن خویش

💡 بهار سادگی مفت‌ست گلباز تماشا را دمی آیینه گل کن تا دو عالم رنگ گردانی

💡 شو آستین بتی درکش و ز زلف و رخش پر از بنفشه و گل کن کنار و دامان را

💡 سیف فرغانی ترا بلبل، تویی بستان او گل کن ای بستان وبا بلبل نشین آراسته

💡 پیش که خشت زر زند روز ز جرعه خاک را گل کن ز آنکه می‌نهد صبح بنای زندگی

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز