خرمست

لغت نامه دهخدا

خرمست. [ خ َ م َ ] ( ص مرکب ) احمق. نادان. ( آنندراج ). || سیاه مست. لول. قره مست. ( یادداشت بخط مؤلف ).

جمله سازی با خرمست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه زمین و زمان خرمست و آبادان به پادشاه زمین و به شهریار زمان

💡 ای شاه شرق، وقت جوانی عالمست آفاق همچو عیش ولی تو خرمست

💡 روزی بس خرمست، می‌ گیر از بامداد داد زمانه بده کایزد داد تو داد

💡 جهان خوشست و چمن خرمست و بلبل شاد ببار بادهٔ گلرنگ هرچه بادا باد

💡 گر دشت خرمست چرا گرید از فراز این پردهٔ کثیف لطیف اصل تند بار

💡 غم شربتی ز خون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرمست

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز