لغت نامه دهخدا
خرم گشتن. [ خ ُرْ رَ گ َ ت َ ]( مص مرکب ) شاد شدن. خشنود شدن. خرم شدن: خبر ببهرام رسیده بود کی اپرویز را در دیری پیچیده اند و او خرم گشته بود. ( فارسنامه ابن بلخی ص 101 ).
خرم گشتن. [ خ ُرْ رَ گ َ ت َ ]( مص مرکب ) شاد شدن. خشنود شدن. خرم شدن: خبر ببهرام رسیده بود کی اپرویز را در دیری پیچیده اند و او خرم گشته بود. ( فارسنامه ابن بلخی ص 101 ).
شاد شدن خشنود شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روی جان را بتوان دیدن و خرم گشتن گر دلت آینهٔ نیر عرفان باشد