لغت نامه دهخدا
خرم وخندان. [ خ ُرْ رَ م ُ خ َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) شاد و خوش. سرحال. سرکیف. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرم وخندان. [ خ ُرْ رَ م ُ خ َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) شاد و خوش. سرحال. سرکیف. ( یادداشت بخط مؤلف ).
شاد و خوش سرحال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دیگر سو بدانسان شد گلستان خرم و خندان نباشد حاصل تحریر وصفش غیر حیوانی
💡 دو روز خرم و خندان بگرد آن بنشست شده بدیدن او خلق خرم و خندان
💡 به راه کرد بهار خجسته استقبال ز شادکامی روی تو خرم و خندان
💡 شدند خرم و خندان از و محبان لیک همیشه خصم گدازان ز آتش ادبار
💡 بطبع خرم و خندان شراب نوشیدند که بر خماهن گردون فروغ زد سیماب
💡 با رخی پر اشک واعظ، با دلی پرخار غم خرم و خندان بروی خلق، چون گلزار شو