لغت نامه دهخدا
خرده سنگ. [ خ ُ دَ / دِ س َ ] ( اِ مرکب ) خاکه سنگ. قطعات ریز سنگ. قطعات شکسته سنگ که برای زیرسازی زمین و جاده اسفالته بکار برند.
خرده سنگ. [ خ ُ دَ / دِ س َ ] ( اِ مرکب ) خاکه سنگ. قطعات ریز سنگ. قطعات شکسته سنگ که برای زیرسازی زمین و جاده اسفالته بکار برند.
خاکه سنگ قطعات ریز سنگ
خرده سنگ ( انگلیسی: Rubble ) به سنگ های شکسته در اندازه و بافت نامنظم گفته می شود که به ویژه در هنگام استفاده به عنوان ماده پرکننده فاصله، به صورت لخت و بدون پوشش هستند. خرده سنگ هایی که به صورت طبیعی در خاک یافت می شوند را brash می نامند. این سنگ ها در صورت وجود، در زمین های شخم زده بیشتر دیده می شوند.
کار خرده سنگی ( Rubble - work ) عنوانی است که به چند نوع سازه بنایی گفته می شود. یکی از این انواع زمانی است که سنگ ها به سادگی در یک دیوار با هم جور شده و با ملات گروتی شده و تقریباً به شکل بتن در می آید.
قراردادن خرده سنگ های بزرگ و کوچک بدون تلاش به منظور تغییر شکل آن ها را دیوارچینی خرده سنگی می نامند. دیوار خشکه چین نیز از جهاتی شبیه این کار و بدون استفاده از ملات است.
💡 ۳ـ خاک رس مرغوب با کاه و خرده سنگ تهیه میشود. وجود کاه باعث اتصال دانههای خاک به یکدیگر شده و خرده سنگ مقاومت خشت را زیاد میکند تا خشت در زیر بارهای فشاری بنا تاب فشاری بیشتر را تحمل کند.
💡 دستوری مبنی بر ساختن سنگر صادر نشده بود اما دانشجویان بهطور خودجوش به آن پرداخته بودند. سنگرها شامل اتومبیلهای واژگون شده و خرده سنگ و چوب و شیشه تلنبارشده پشت آن بود. قبل از روشنشدن هوا تقریباً ۶۰ سنگر آماده شده بود. آن شب که سرآغاز انقلاب بود، «شب سنگرها» نام گرفت.