خردب

لغت نامه دهخدا

خردب.[ خ َ دَ ] ( اِخ ) نامی است از اعلام. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

نامی است از اعلام

جمله سازی با خردب

💡 تو احولی ز چشم خردبین مخور فریب کاینجا ز نور دیده تجلی فزونترست

💡 من نیز شرط طاعت را سر بزیر انداخته پس از اجازت در گوشه ای که بچشم بزرگ منظر خردبین آنحضرت در نیایم بنشستم و این قصیده غرا برهم فروبستم و تا من از نبشتن و خواندن بپرداختم هنوز نیمه اسبان را بداغ نیاورده بودند با اینکه از یکصد اسب در آن روز بفزون داغ برنهادند. قصیده این است

💡 شاه فلک بین به صبح پرده بر انداخته پیر خردبین به می خرقه در انداخته

اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز