خدای ترس

لغت نامه دهخدا

خدای ترس. [ خ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) خداترس. آنکه از خدای ترسد. آنکه از خدا بیم دارد. کنایه از متقی و پرهیزگار: جمشید در اول پادشاهی سخت عادل و خدای ترس بود. ( نوروزنامه خیام ).
- خدای ناترس؛ آنکه از خدای نترسد. بی ایمان. بی دین. ناپرهیزگار.
- ناخدای ترس؛ خدای ناترس:
ای ناخدای ترس مشو آینه پرست
رنج دلم مخواه و منه دل بر آینه.خاقانی.صبرم دهد خدای که آن ناخدای ترس
مست است و بی ملاحظه بیداد می کند.ملا شانی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خدا ترس آنکه از خدای ترسد

جمله سازی با خدای ترس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا وزارت به حکم نرسی بود در وزارت خدای ترسی بود

💡 و گفت: بر راه راست آن است که از خدای ترسان است. چون ترس برخاست از راه بیوفتاد.

💡 آن نترس خدای ترس خودست تن که در طمع نیک و ترس بدست

💡 و گفت: بر قدر آنکه خدای را دوست داری خلق تو را دوست دارند؛ و بر قدر آنکه از خدای ترس داری خلق از تو ترس دارند؛ و بر قدر آنکه به خدای مشغول باشی خلق به کار تو مشغول باشند و هرکه شرم داشته باشد از خدای در حال طاعت خدای عزوجل، شرم کرم دارد که او را عذاب کند از بهر گناه.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز