خاکبیزی

لغت نامه دهخدا

خاکبیزی. ( حامص مرکب ) عمل خاک بیختن. عملی که خاکبیز می کند تا زر بدست آرد یا آنکه از خاک بیختن سودی برد:
خاک بیزی کن که من هم خاکبیزی کرده ام
تا ز خاک این مایه گنج شایگان آورده ام.خاقانی.ترا گفتند از این بازار بگذر خاکبیزی کن.خاقانی.هر زری کز خاکبیزی یافتم
بر سر این خاکدان خواهم فشاند.خاقانی.ز دریای او آب ریزی کنند
بر آن گنجدان خاک بیزی کنند.نظامی.|| کنایه از سفر و مسافرت و عزیمت باشد. ( آنندراج ).

جمله سازی با خاکبیزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاکبیزی می کنم از دور چون بستم ترا دست و پائی را که گم کردم مگر پیدا کنم

💡 زرد است ز عشق خاکبیزی رویم وین نادره را به هر کسی چون گویم

💡 خاکبیزی از پی آن کرد چندین سال و ماه تا چنین دری به دست آورد ناگه بر زمین

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز