حلقه زن

لغت نامه دهخدا

حلقه زن. [ ح َ ق َ / ق ِ زَ ] ( نف مرکب ) طالب فتح باب. گدا. کوبنده حلقه. آنکه حلقه بر در کوبد:
حلقه زن خانه بدوش توایم
چون در تو حلقه بگوش توایم.نظامی.پس مثال تو چو آن حلقه زنی است
کز درونش خواجه گوید خواجه نیست.مولوی.سرهاست درین سودا چون حلقه زنان بر در
تا بخت بلند این در بر روی که بگشاید.سعدی.|| معلم را نیز گویند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) سایلی که حلقه بر در خانه زند گدا.

جمله سازی با حلقه زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای حلقه زن این در در باز نتان کردن زیرا که تو هشیاری هر لحظه کشی گردن

💡 سرهاست در این سودا چون حلقه زنان بر در تا بخت بلند این در بر روی که بگشاید

💡 خسروی رفت بر او رنگ نبوت که خلیل حلقه زن بر در کاشانه او همچو گداست

💡 شد حلقه زنان آه دلم بر در گردون آه از تو برین دل در رحمت نگشایی

💡 هر چه خواهی همه در خانهٔ خود می‌یابی همچو آیینه اگر حلقه زنی بر در خویش

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز