لغت نامه دهخدا
حلقه دام. [ ح َ ق َ / ق ِ ] ( اِ مرکب ) دامی باشد که از موی دم اسب سازند و بر سر راه کبک گذارند تا پای او بر آن بند شود. ( برهان ) ( آنندراج ). || روپاکی نیز گویند که آنرا مانند دام بافته باشند. ( برهان ).
حلقه دام. [ ح َ ق َ / ق ِ ] ( اِ مرکب ) دامی باشد که از موی دم اسب سازند و بر سر راه کبک گذارند تا پای او بر آن بند شود. ( برهان ) ( آنندراج ). || روپاکی نیز گویند که آنرا مانند دام بافته باشند. ( برهان ).
دامی باشد که از موی دم اسب سازند و بر سر راه کبک گذارند تا پای وی بر آن بند گردد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگو به طایر آزاد شاخسار چو افسر به شوق دانه بغفلت مرو که حلقه دام است
💡 دلم در حلقه دام بلا می رقصد از شادی همانا خویشتن را در خم زلفش گمان دارد
💡 تا به کی منت صیاد، چرا چون طاووس صورت حلقه دامی نکشی بر پر خویش؟
💡 خواهدم در بند خویش اما به فرجام بلا حلقه دام من از کام نهنگ آرد همی
💡 از دل آگاه در عالم همین نام است و بس چشم بیداری که دیدم حلقه دام است وبس
💡 مرغ دل ما خال تو را دید و بدانست کانجا که بود دانه، بلی حلقه دام است