این واژه در زبان عربی و فارسی دارای چند معنا و کاربرد مختلف است و در متون کهن بیشتر به صورت مصدر به کار رفته است. یکی از مهمترین معناهای این واژه، «حسب و حساب کردن»، «شمردن» و «محاسبه نمودن» است و از همین معنا، واژه امروزی «حساب» نیز پدید آمده است که در زندگی روزمره برای شمارش، بررسی امور مالی و محاسبه به کار میرود. «حسابت» در برخی کاربردهای قدیمیتر، به معنای صاحب حسب و نسب شدن و برخوردار شدن از نژاد و خاندان بزرگ و شریف نیز آمده است و به نوعی به بزرگی خانوادگی، اصالت و جایگاه اجتماعی اشاره دارد. در متون کهن، این واژه گاهی مفهوم «گوهری شدن» و دارای شرافت و نجابت گردیدن را نیز در بر میگرفته و نشاندهنده رسیدن فرد به مقام و منزلت اجتماعی والا بوده است. همچنین در بعضی از کاربردهای ادبی و لغوی، «حسابت» به معنای دیندار و مالدار شدن نیز آمده و به کسی گفته میشده که هم از نظر مالی توانگر و هم از نظر شخصیت و اعتبار اجتماعی محترم باشد. این واژه ریشه عربی دارد و از خانواده واژگانی «حسب»، «حساب» و «حسبان» به شمار میرود که همگی با مفهوم شمارش، ارزش، اعتبار و منزلت ارتباط دارند. در زبان فارسی امروزی، شکل رایجتر این واژه همان «حساب» است که بیشتر در معنای شمارش، محاسبه و رسیدگی مالی استفاده میشود، اما در متون ادبی و تاریخی، «حسابت» معانی گستردهتر و عمیقتری داشته است. از نظر ادبی، این واژه میتواند هم به جنبه مادی و مالی اشاره کند و هم مفهوم شخصیت، شرافت خانوادگی و ارزش اجتماعی را در خود داشته باشد. در مجموع، «حسابت» واژهای کهن و پرمعناست که هم مفهوم شمارش و حسابگری را میرساند و هم در برخی کاربردها نشانه بزرگی، اصالت، نجابت و اعتبار اجتماعی انسان به شمار میآید.
حسابت
لغت نامه دهخدا
حسابت. [ ح َ ب َ ] ( ع مص ) حسابة. صاحب حسب گردیدن. ( از منتهی الارب ). خداوند نژاد نیک شدن. گوهری و خداوند نژاد بزرگ شدن. ( زوزنی ). گوهری و خداوند نژاد نیک شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || گوهری شدن یعنی دین دار و مالدار شدن. ( مهذب الاسماء ).
حسابت. [ ح ِ ب َ ] ( ع مص ) حسابة. حسبان. حساب. حسب. شمردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( مهذب الاسماء ).
حسابة. [ ح ِ ب َ ] ( ع اِمص ) رجوع به حسابت شود.
فرهنگ فارسی
حساب شمردن
جمله سازی با حسابت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نی پای همیشه در رکابت باشد بد نیز چو نیک در حسابت باشد
💡 بر خیالی خطّ عفوی کش که او دیوانهایست چون به دیوان حسابت نیست بر مجنون قلم
💡 شهریست بهم یار و من یک تنه تنها ای دل به تو باکی نه که پاکست حسابت