حسابت

لغت نامه دهخدا

حسابت. [ ح َ ب َ ] ( ع مص ) حسابة. صاحب حسب گردیدن. ( از منتهی الارب ). خداوند نژاد نیک شدن. گوهری و خداوند نژاد بزرگ شدن. ( زوزنی ). گوهری و خداوند نژاد نیک شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || گوهری شدن یعنی دین دار و مالدار شدن. ( مهذب الاسماء ).
حسابت. [ ح ِ ب َ ] ( ع مص ) حسابة. حسبان. حساب. حسب. شمردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( مهذب الاسماء ).
حسابة. [ ح ِ ب َ ] ( ع اِمص ) رجوع به حسابت شود.

فرهنگ فارسی

حساب شمردن

جمله سازی با حسابت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به علاوه اين تعبير اصولا كنايه از تهديد است، همانگونه كه گاه حتى به شخصمقصر ميگوئيم فكر نكن تقصيراتت را فراموش كردم يعنى به موقع خود حسابت را ميرسم!

💡 نی پای همیشه در رکابت باشد بد نیز چو نیک در حسابت باشد

💡 بعضى ديگرگفته اند: معناى آيه اين است كه اگر بااعمال خود بدى هاى نهفته در دلهايتان را بروز دهيد، يعنى آن را علنى كنيد، و چنين اعمالىرا در انظار عموم مرتكب شويد، و يا در خلوت و پنهان از انظار عموم انجام دهيد، در هر دوحال خدا آن اعمال را به حسابتان محاسبه خواهد كرد

💡 گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفت دریا به هیچ و پوچ حسابت نمی گرفت

💡 بر خیالی خطّ عفوی کش که او دیوانه‌ای‌ست چون به دیوان حسابت نیست بر مجنون قلم

💡 شهریست بهم یار و من یک تنه تنها ای دل به تو باکی نه که پاکست حسابت

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز