حریه

لغت نامه دهخدا

حریه. [ ح َ ی ِ ] ( اِخ ) دهی است ازدهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر در 52 هزارگزی شمال خاوری شادگان، کنار راه فرعی اتومبیل رو خلف آباد به شادگان و کنار شمالی رودخانه جراحی. دشت و گرمسیر و مالاریائی است. 100 تن سکنه شیعه فارس و عرب دارد. آب آن از رودخانه جراحی و محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و حشم داری است. ساکنین از طایفه آل ابوشوکه هستند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر

فرهنگ اسم ها

اسم: حریه (دختر) (عربی) (تلفظ: horriye) (فارسی: حريه) (انگلیسی: horriye)
معنی: آزادی، آزادگی، آزاد مردی، ( =حره )، حره

جمله سازی با حریه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حریه (اهواز)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اهواز در استان خوزستان ایران است.

💡 سامعه عزیزی سادات زاده ۱۳۴۹ یا ۱۳۵۶ از ولایت پروان است. ایشان تحصیلات ابتدایی خود را در لیسه/دبیرستان حریه جلالی در سال ۱۳۶۵ به پایان رسانیده‌است. وی مدرک لیسانس خود را از دانشگاه کابل و سند ماستری/فوق لیسانس خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه تاجیکستان کسب کرده‌است. پس از اتمام تحصیلات به عنوان مدرس مشغول به فعالیت بوده‌است.

💡 حریه (به عربی: الحریة) یک روستا در سوریه است که در ناحیه قلعه المضیق واقع شده‌است. حریه ۲٬۵۲۵ نفر جمعیت دارد.

💡 وقتی به رستوران‌های دریایی معروف شهر رفتیم، سرآشپز پیشنهاد کرد که ماهی حریه تازه را با چاشنی‌های محلی و روغن زیتون بپزد تا طعم اصلی آن کاملاً حفظ شود.

💡 ماهی حریه به دلیل بافت گوشت لذیذ و مقادیر بالای پروتئین و اسیدهای چرب مفید، یکی از محبوب‌ترین گزینه‌ها برای وعده‌های غذایی سالم در میان خانواده‌ها در سراسر کشور است.

💡 برای تهیه یک غذای دریایی درجه یک، باید حریه را در حالی خریداری کنید که چشم‌های براق و پوست شفافی داشته باشد تا از تازگی و کیفیت آن کاملاً مطمئن شوید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران