عبودی

لغت نامه دهخدا

عبودی. [ ع َ ی ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به عبود.
عبودی. [ ع َب ْ بو دی ی ] ( اِخ ) احمدبن عبدالواحدبن عبودبن واقد، مکنی به ابوعبداﷲ. از ولیدبن الولید القلانسی و مروان بن محمد و ابی مسهر عبدالاعلی بن مسهر الدمشقی روایت کند و ابوبکربن ابی داود السجستانی و ابوحاتم الرازی و فرزندش عبدالرحمان از وی روایت کنند. ( از اللباب ج 2 ص 117 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان خنافره بخش شادگان شهرستان خرمشهر: در ۳ کیلومتری جنوب شادگان: کنار راه مالرو و بندر معشور شادگان: دشت و گرمسیر: ۱٠۶۲ تن سکنه: آب از رودخانه جراحی: محصول خرما غلات برنج: شغل زراعت گله داری عبابافی حصیربافی.سکنه از آل ابوزنبوئ و خنافره هستند.
احمد بن عبد الواحد بن عبود بن واقد مکنی بابو عبدالله از ولید بن الولید القلانسی و مروان بن محمد و ابی مسهر عبدالاعلی بن مسهر الدمشقی روایت کند و ابوبکر بن ابی داود السجستانی و ابو حاتم الرازی و فرزندش عبدالرحمان از وی روایت کنند

جمله سازی با عبودی

💡 حیدر عبودی (عربی: حيدر عبودي؛ زادهٔ ۲۶ مارس ۱۹۸۷) یک بازیکن فوتبال اهل عراق است.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز