لغت نامه دهخدا
حریف باز. [ ح َ ] ( نف مرکب ) زن که با بیگانه تباهکاری دارد. زن تبه کار.
حریف باز. [ ح َ ] ( نف مرکب ) زن که با بیگانه تباهکاری دارد. زن تبه کار.
زن که با بیگانه تباهکاری دارد
💡 ای آنکه حریف بازی ما بدهای این مجلس جانست چرا تن زدهای
💡 دل پر شکستگان را صنما به چشم دلکش منما که طایر من نه حریف باز باشد