لغت نامه دهخدا
جیر و ویر. [ رُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) طعامی که از روده سرخ کرده و جگر گوسفند و پیازداغ کنند و فقرا آنرا نانخورش سازند. جغوربغور. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || ( اِ صوت ) در تداول، سر و صدا: جیر و ویر کردن؛ سر و صدا راه انداختن. داد و بیداد، هیاهو کردن. || حکایت صوت گنجشکان بسیار در یکجا.