فرهنگ عمید
۱. ستمگر، ظالم.
۲. کسی که غم و اندوه بسیار بخورد.
۳. آن که غم دیگری را بخورد، یار غمخوار.
۴. مایۀ ناراحتی.
۵. دلیر.
۱. ستمگر، ظالم.
۲. کسی که غم و اندوه بسیار بخورد.
۳. آن که غم دیگری را بخورد، یار غمخوار.
۴. مایۀ ناراحتی.
۵. دلیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسته بودم مه من چندگه از زاری دل از نمکدان تو شد تازه جگر خواری دل
💡 چون خسرو از دو دیده خورد خون، سزد، اگر سازد نمک دو چشم جگر خوار خویش را
💡 جزعت به جگر خواری دل برده به صد زاری لعلت به شکر باری شکلی عجب آورده
💡 تا بسوزد دل سختش به جگر خواری من سنگ بر سینه نه بر سر زنم ان شاء الله
💡 در سواد هند دست از لذت دنیا بشوی جز جگر خواری نباشد نعمتی بر خوان هند