جفا گفتن
مترادفها
بیوفایی کردن، ستم کردن، ظلم کردن، بدرفتاری کردن
متضادها
وفا کردن، مهربانی کردن، لطف کردن، مدارا کردن
لغت نامه دهخدا
جفا گفتن. [ ج َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) توبیخ و ملامت سخت کردن. دشنام و ناسزا گفتن: یعقوب علی بن الحسن الدرهمی را بنشاند و بسیار جفا گفت. ( تاریخ سیستان ). و عبدوس را نیز خوانده و بسیار جفا گفته. ( تاریخ بیهقی ). امیر پشیمان شده بود از هر چه رفت بدین بقعت و پیوسته جفا میگفت بوالحسن را... ( تاریخ بیهقی ).
نیارست دشمن جفا گفتنم
چنان کز شنیدن بلرزد تنم.سعدی.
فرهنگ فارسی
توبیخ و ملامت سخت کردن دشنام و ناسزا گفتن.
جمله سازی با جفا گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و این صفت محققان مشایخ باشد رضوان اللّه علیهم که مدح و ذم خلایق به نزدیک ایشان یکسان شده باشد و به جفا گفتن متغیر نشوند و اللّه اعلم.