جزا دادن

لغت نامه دهخدا

جزا دادن. [ ج َ دَ ] ( مص مرکب ) پاداش دادن. مزد دادن. اجرت دادن. کیفر و مجازات کردن. دین. ( ترجمان القرآن عادل بن علی ):
یارب دوام عمر دهش تا بقهر و لطف
بدخواه را جزا دهد و نیکخواه را.سعدی.به روز حشر که فعل بدان و نیکان را
جزا دهند بمکیال نیک و بد پیمای.سعدی.یا دولتا اگر بعنایت نظر کنی
واخجلتا اگر بعقوبت دهی جزا.سعدی.و رجوع به جزا شود.

فرهنگ فارسی

پاداش دادن مزد دادن اجرت دادن

جمله سازی با جزا دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صواب می شمری بر گنه جزا دادن سزد که عفو کنی گر زمن خطا آمد

💡 علاوه بر اين توحيد هر چه و به هر معنا فرض شود،قابل شدت و ضعف و نقصان و زيادت است، و پر واضح است كه توحيد شخص ‍ موحد كهدر يك حدى از شدت و ضعف قرار دارد، اگر در وقت جزا دادن چند برابر شود از برابرشبهتر است.

💡 بعد از آنكه اوصاف غاشيه و حال دو طايفه مؤ من و كافر را بيان نمود، دنبالش اشاره اىاجمالى كرد به تدبير ربوبى كه به خوبى دلالت بر ربوبيت خداى تعالى مى كند،ربوبيتى كه مقتضى وجوب عبادت است، و لازمه آن هم رسيدن به حساباعمال و جزا دادن به مؤ من و كافر است، مؤ من را در برابر ايمانش، وكافر را در برابركفرش، و ظرفى كه اين حساب و جزا در آن واقع مى شود همان روز غاشيه است.

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز