لغت نامه دهخدا
جارختی. [ رَ ] ( اِ مرکب ) چوب رختی.
جارختی. [ رَ ] ( اِ مرکب ) چوب رختی.
۱. آلتی که به آن لباس آویزان می کنند.
۲. قفسه ای دردار که درون دیوار جاسازی می شود و در آن لباس می گذارند. * جالباسی.
( اسم ) چوبی که به آن جامه آویزند چوب درختی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زورخانۀ سنگتراشها ویژگیهای اصلی معماری و ساختمان زورخانههای قدیم را داراست و شکل و معماری قديم زورخانهها کماکان حفظ شدهاست. فضای زورخانه پايينتر از سطح زمين ساخته شده و سردر ورودي آن کوتاه است. پلههایی کوچک از سنگ يا آجر راهرو تنگ و باريک آن را به پاگرد سردم (محل مخصوص مرشد) وصل میکند. گود زورخانه به شکل هشت ضلعی کشیده به عمق حدود يک متر در وسط زورخانه قرار دارد. در قديم کف گود را با بوتههای صحرایی، قشری از خاکستر و خاک رس مستور میپوشاندند تا مناسب ورزش کشتی باشد. به مرور زمان تغييرات اندکی در ساختمان زورخانه لحاظ شدهاست، کف گود با سیمان پوشانده شده و کمدهای چوبی و جارختی در آن نصب شدهاست.
💡 ایرج اسکندری: «خط امام مثل تصویر یک جارختی بر دیوار بود که سران حزب توده تلاش میکردند لباسهای خود را به آن آویزان کنند.»