جابلو
لغت نامه دهخدا
جابلو. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش نمین شهرستان اردبیل واقع در 15 هزارگزی خاوری اردبیل و 8 هزارگزی شوسه ٔاردبیل به آستارا. در جلگه قرار دارد و هوای آن معتدل است. دارای 418 تن سکنه و آب آن از چشمه و چاه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالی بافی است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ص 142 ).
فرهنگ فارسی
دهی در شهرستان اردبیل
جمله سازی با جابلو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تازه کند لقمان آباد یک روستا در کشور ایران است که در استان اردبیل واقع شدهاست. از روستا های اطراف و همسایه تازه کند لقمان آباد میتوان به آقبلاغ مصطفی خان، خلیفه لو قشلاقی، جابلو، سعید آباد را نام برد و با شهر آبی بیگلو نیز همسایه و هممرز هست
💡 میرو در طول حیات هنری خویش فراز و نشیب بسیاری را تجربه کرد که برآمده از زندگی پرماجرای او بود؛ زندگیای که با گریز و تبعید همراه بود و در سایه جنگ و دیکتاتوری سپری شد. کتاب یادداشتهای خوآن میرو با عنوان فرعی (بسان باغبانی، نقاشی میکنم) توسط یوسف نجفی جابلو در سال ۱۴۰۰ به فارسی برگردانده شدهاست، کتاب مجموعه، افکار و اندیشههای میرو در زمینه تفکر خلاق را بازگو میکند.