تیغ هندی

لغت نامه دهخدا

تیغ هندی. [ غ ِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تیغ هندوی. تیغ مهند. تیغ هندوی گوهر... تیغی که در هند ساخته باشند... و بدین معنی پولاد هندی... نیز استعمال کنند و مجاز است. ( آنندراج ):
طلب کردش به خلوت شاهزاده
زبان چون تیغ هندی برگشاده.نظامی.برهنه یکی تیغ هندی بدست
سوی پادشه رفت و پنهان نشست.نظامی.رجوع به تیغ مهند شود.

فرهنگ فارسی

تیغ هندوی تیغ مهند تیغ هندوی گوهر

جمله سازی با تیغ هندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که گفتی زمین شد سپهر روان همی بارد از تیغ هندی روان

💡 تیغ هندی که همچو آیینه از تو شد در زمانه روی شناس،

💡 که تا زنده‌ام خون سرشک منست یکی تیغ هندی پزشک منست

💡 زره در بر و تیغ هندی به چنگ چه زور آورد مرغ پیش نهنگ

💡 چنین لشکری سرفرازان جنگ همه نیزه و تیغ هندی به چنگ

💡 یکی اسپ تازی به زرین ستام یکی تیغ هندی به زرین نیام

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز