تیز ناخن

مترادف‌ها

چنگال‌مانند

لغت نامه دهخدا

تیزناخن. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) تندچنگال و درنده و ژیان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

تند چنگال و درنده و ژیان

جمله سازی با تیز ناخن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز گل پر داغ پشت و روی گلبن سمن در کندن رخ تیز ناخن

💡 آن زن با رفتاری بسیار تند و تیز ناخن، در برابر هرگونه انتقادی از سوی همسایگان خود واکنش نشان می‌داد و بسیار سخت‌گیر بود.

💡 در داستان‌های قدیمی، شخصیت‌های تیز ناخن و پرخاشگر معمولاً نقش منفی را ایفا می‌کنند و باعث ایجاد تنش در روابط بین شخصیت‌ها می‌شوند.

💡 او با وجود اینکه ظاهر آرام و مهربانی داشت، اما در لحظات عصبانیت بسیار تیز ناخن و کلامش به شدت گزنده و آزاردهنده می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران