تیز دهان

لغت نامه دهخدا

تیزدهان. [ دَ ] ( ص مرکب ) سخن آور و دارای بلاغت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

سخن آور و دارای بلاغت

جمله سازی با تیز دهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود ناپیدا دهانش تیز دیدم بوسه جاش در لب از دندانی نشانی شد دهانی یافت نو

💡 به گرز بر سر و چشم و دهانش پست کند به تیغ تیز کند تنش پر ز چشم و دهان

💡 چراغ اهل معنی می شود از سرزنش روشن زبان شمع تیزی از دهان گاز می گیرد

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز