توث
لغت نامه دهخدا
توث. ( ع اِ ) تود.لغتی است در تا. ( منتهی الارب ). مأخوذ از توت فارسی و بمعنی آن. ( ناظم الاطباء ). میوه ایست شیرین و درخت توت. ( آنندراج ). توت. تود. فرصاد. معرب توت است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). و رجوع به المعرب جوالیقی ص 90 شود. || بثره به شکل توت در رحم و در نره. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به توثه شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - درختی از تیر. گزنه ها که خود دسته ای جداگانه را تشکیل میدهد. گلهایش منفرد الجنس است که گاهی برروی یک پایه هم گلهای نر موجود است و هم گلهای ماده و زمانی گلهای نر و ماده برروی دو پایه قرار دارند. گل آذینش سنبله یی و میو. آن بصورت شفتهای کوچک مرکبی است که پهلوی هم قرار گیرند. ۲ - میو. درخت مذکور. یا توت سیاه. گونه ای توت که میوه اش قرمزتیر. مایل بسیاه است و کاملاشبیه شاه توت است ولی بر خلاف آن میوه اش شیرین و تا حدی لزج است. شاخه های جوان این درخت مانند شاخه های بید مجنون بسوی زمین برمیگردد و شکل چتر زیبایی می یابد توت مجنون. یا توت فرنگی. یا توت مجنون.
جمله سازی با توث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمانی که ارواح مردگان به جهان دیگر میرسیدند، با مراسم سخت قضاوت در تالار ازیریس مواجه میشدند. خدای قضاوتکننده توث بود. اگر قلب شخص مرده کمتر از یک پر وزن داشت، توث به ازیریس گزارش میداد که مقدس و راستکار بوده و شایستهٔ جایی در سرزمین آرامش یا بهشت ازیریس است. اگر قلب سنگینتر از پر بود، روح متوفا به دست غولی به نام آمهمت (خورنده مردگان) که میگفتند پشت توث ایستاده، نابود میشد.
💡 در فیلم مومیایی و دنبالههای آن در سال ۱۹۹۹، مومیایی و بیشتر پیشینهٔ تاریخی او بر اساس زندگی واقعی ایمهوتپ است. ایمهوتپ همچنین با توث، خدای مصری نوشتن، آموزش، سواد و کاتبان در دوره یونانی-رومی یکی بود.
💡 از دید سلولی، دو نوع بیماری شارکو ماری توث وجود دارد.