تملی

لغت نامه دهخدا

تملی. [ ت َ م َل ْ لی ] ( ع مص ) روزگار دراز برخورداری گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). برخوردن از عمر خود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || یقال: لمن لبس الجدید ابلیت جدیداً و تملیت حبیباً، ای عشقت معه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

روزگار دراز برخورداری گرفتن. برخوردن از عمر خود.

جمله سازی با تملی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تملی متولد استانبول و فارغ التحصیل رشته امور مالی در دانشکده اقتصاد دانشگاه استانبول است. وی بعداً دکترای خود را در آنجا به پایان رساند.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز