تظلم زدن

لغت نامه دهخدا

تظلم زدن.[ ت َ ظَل ْ ل ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) شکایت کردن از ظلم و تعدی کسی. داد خواستن. دادخواهی کردن:
دل شد از دست نه جای سخن است
نز توام جای تظلم زدن است.خاقانی.ور در عذاب خشم تو دل زد تظلمی
بس بادش این عذاب دگر کز تو بازماند.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 532 ).تظلم زنانند بر شاه روم
که بر مصریان تنگ شد مرزبوم.نظامی ( از آنندراج ).زنم چندان تظلم در زمانه
که هم تیری نشانم بر نشانه.نظامی.

جمله سازی با تظلم زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل شد از دست و نه جای سخن است وز توام جای تظلم زدن است

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز