تبسر

لغت نامه دهخدا

تبسر. [ ت َ ب َس ْ س ُ ] ( ع مص ) خواستن حاجت را در غیر وقت آن... ( اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). پیش از وقت خواستن حاجت. ( تاج العروس ج 3 ص 41 ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || تفحص کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || چریدن گاو ریشه های خشک گیاه را. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || کاویدن رستنی را پیش از آنکه از خاک برآید. حفر عنه ( عن النبات ) قبل ان یخرج. ( اقرب الموارد ). || خفتن پای. || خنک گردیدن روز. ( از قطرالمحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تبسر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۷۶۵ فتحعلی خان، خان قوبا با کمک شمخال و قاضی تبسران و چند تن دیگر، دربند و خانات دربند را فتح و به حکومت خود اضافه کرد. پس از فرمان بردار کردن خانات، حاکم محمد حسین خان دربندی را کور و ابتدا در قوبا و پس از آن باکو زندانی کرد. پس از مدتی محمد حسین خان در باکو درگذشت.

گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز