تبادل نظر
مترادفها
گفتگو، مشورت، تبادل آرا، تبادل افکار
لغت نامه دهخدا
تبادل نظر. [ ت َ دُ ل ِ ن َ ظَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شور. مشورت. رجوع به تبادل شود.
فرهنگ فارسی
شور مشورت.
جمله سازی با تبادل نظر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از دیگر فعالیتهای او میتوان به همکاری با فیروز شیروانلو در شکلگیری فرهنگسرای نیاوران، «برنامهریزی و طراحی آموزش هنر» و کار و مطالعه در کوی بینالمللی هنرهای پاریس، همکاری آموزشی با دانشگاه نوریچ آمریکا و دانشگاههای هنر اصفهان، یزد، کرمان و دانشگاه آزاد تهران و اجراهای فیالبداهه با عنوان «صلح تن به تن» برای ایجاد ارتباط تبادل نظر نقد و گفتوگو در ارتباط با نمایشگاههای هنرهای تجسمی نام برد.
💡 هستهٔ اولیهٔ انجمن ژئوپلیتیک ایران در اواسط دهه ۷۰ شکل گرفت. این جلسات که با هدف همگرایی علمی و تبادل نظر بین استادان جغرافیای سیاسی دانشگاههای کشور تشکیل میشد، زمینهای فراهم ساخت تا پس از سالها لزوم تأسیس یک انجمن علمی متشکل از استادان و دانشجویان و علاقهمندان رشته جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک مطرح گردد.
💡 در پی این اوضاع ایتالیا پیگیری روابط خود با آلمان را رها کرد و با چرخش به سمت فرانسه، پیمانی با این کشور برای حفاظت از استقلال اتریش نمود تا انعطافناپذیری سیاسی آلمان را به چالش بکشد. مقامات نظامی فرانسه و ایتالیا برای همکاری احتمالی در موقع لزوم در صورت اقدام آلمان علیه اتریش شروع به تبادل نظر کردند.
💡 کندی یک مبارز فعال در بحث و تبادل نظر در مورد آموزش جنسی در شهر مونتگومری، مریلند است و از تلاشهای مدارس دولتی برای تهیه یک برنامه جامع و فراگیر پشتیبانی میکند. وی همچنین برای حمایت از قانون عدم تبعیض جنسیتی در شهر مونتگومری که مورد حمله محافظه کاران قرار گرفت، دفاع کرد
💡 در جلسه امروز، مدیران ارشد شرکت با هم به تبادل نظر پرداختند تا بهترین راهکار ممکن را برای افزایش فروش در سال جدید بیابند.
💡 برگزاری نشستهای علمی و تبادل نظر بین اساتید برجسته دانشگاه میتواند به پیشرفت بسیار سریعتر دانش و تکنولوژی در کل جامعه کمک کند.
💡 ما نیاز مبرم داریم که در مورد مسائل مهم خانوادگی با هم تبادل نظر کنیم تا بتوانیم مشکلات را به بهترین شکل ممکن حل کنیم.