تازگیها

لغت نامه دهخدا

تازگیها. [ زَ / زِ ] ( اِ ) ج ِ تازگی. رجوع به تازگی شود.

فرهنگ فارسی

ج تازگی.

جمله سازی با تازگیها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عمرها رفت و صبا از تازگیهای سخن گل زخاک طالب آمل به دامن می برد

💡 گل و سبزه جا نیابد ز هجوم تازگیها به چمن اگر درآید، ز رخ تو رنگ و بویی

💡 گل نورسی، ولیکن ز غرور تازگیها چمن از پی ات گر آید، به بهار ما نیایی

💡 تازگیها وهم و شک افزایدش کهنه و فرسوده خوش می آیدش

💡 گر ادب دورم نمی کرد از بر آن سروقد تازگیهای تن او، سر به آبم داده بود